السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

268

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

تصورى را معلوم مىكند . تغيّر تغير از مادهء « غير » گرفته شده ، و به معناى ديگر شدن و دگرگون شدن است ؛ و معنايى نزديك به معناى تحول و تبدل دارد . تغير دفعى و تغير تدريجى تغير بر دو قسم است : الف - تغير تدريجى . ب - تغير دفعى . تغير تدريجى ، دگرگونى و تحولى است كه در طول زمان تحقق مىيابد . يعنى ميان متبدل و متبدل اليه يك فاصلهء زمانى وجود دارد ؛ مانند آن‌گاه كه شىء از نقطهء الف به نقطهء ب منتقل مىشود . تغير تدريجى ، حركت ناميده مىشود . اما تغير دفعى دگرگونى و تحولى است كه دفعتا و انا صورت مىپذيرد ؛ يعنى هيچ فاصلهء زمانى ميان موقعيت سابق و موقعيت جديد وجود ندارد ، بلكه در يك نقطهء مشخص ، يك شىء تبديل به شىء ديگر مىشود ؛ مانند رسيدن متحرك به نقطهء پايان حركت . متحرك اگرچه مسافت ميان نقطهء آغاز حركت و نقطهء پايانى را به تدريج و در طول زمان طى مىكند ، اما رسيدنش به نقطهء پايانى ، دفعى و در يك آن مىباشد . و حتى تبديل حالت سكون به حالت حركت نيز دفعتا انجام مىگيرد . شىء ساكن وقتى شروع به حركت مىكند ، و حالت قرار و ثبات خود را به تغير و تحول تبديل مىكند ، اين تبديل سكون به حركت آنا و بدون هيچ فاصلهء زمانى ميان حالت سكون و حالت حركت انجام مىپذيرد . نكته‌اى كه در اين‌جا شايان ذكر است اين‌كه تغير دفعى هرگز بدون حركت تحقق نمىيابد ؛ بلكه هميشه در ضمن يك حركت ، و به طفيل يك تغير تدريجى و مستمر است كه تغييرات دفعى و انى پديد مىآيند . تقابل تعريف فنى و دقيق تقابل چنين است : « تقابل عبارت است از : امتناع اجتماع دو شىء در محل واحد و از جهت واحد و در زمان واحد » . در اين تعريف « امتناع اجتماع » به « دو شىء » ، به طور مطلق و بدون مقيد كردن آن به يك حيثيت خاص ، نسبت داده شده تا نشان دهد كه اين امتناع ، به خاطر ذات آنها مىباشد . يعنى تقابل در جايى است كه دو شىء با هم جمع نمىشوند ، و اين جمع نشدن آنها مستند به شيئيت و ذات آنها مىباشد ، نه امور بيرون از ذات . بنابراين ، غيريت غير ذاتى از تعريف فوق بيرون خواهد بود . هم‌چنين مقصود از « محل واحد » در تعريف